يكشنبه, ۶ آذر ۱۴۰۱، ۰۱:۲۴ ب.ظ

دانلود بخش 5 نقد فرضیه تکامل (قسمت پنجم)

  • ۳۶۳

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! (5) بخش 5

مطالعه ی سنگواره های « نئاندرتال »

نقد علمی تکامل نئاندرتال ها

 

 یکی از مباحث مورد علاقه ی تکامل شناسان، مباحث مرتبط با «هومینید ها : انسان ساها»ی موسوم به « نئاندرتال: Neanderthal »(116) می باشد. مطالعات متعددی که در طی سال‌های اخیر پیرامون انسان ساهای موسوم به « نئاندرتال: Neanderthal »(116) صورت گرفته است؛ ابهامات، ایرادات و سوالات لاینحلی را درباره ی نئاندرتال ها ایجاد نموده، که متاسفانه با سکوت رسانه ای و بعضاً توجیهات سفسطه وار تکامل شناسان همراه بوده است.

« نئاندرتال: Neanderthal » ها طبق ادعای تکامل شناسان، «هومینید ها : انسان ساها»یی هستند که فسیل های منتسب به آن ها، از مناطق مختلفی اعم از جنوب اروپا، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه، یافت شده است. هنوز که هنوز است، خود تکامل شناسان نیز پیرامون این که « نئاندرتال ها »، « گونه ای جدا از انسان ها » بوده اند یا این که در داخل «گونه ی انسان (خردمند) » بوده و تنها زیرگونه ای از انسان ها می باشند، اتفاق نظر ندارند!!!(118)

البته در طی چند سال اخیر، این معضل نه تنها حل نشده، بلکه پیچیدگی های این مبحث، بیشتر هم شده است. به نحوی که شواهد جدید، سوالات جدید و ابهامات جدی را پیرامون چیستی « نئاندرتال ها » مطرح نموده اند!

 

 

برای دریافت PDF این بخش از سلسله مقالات به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

 

 نقد علمی تکامل نئاندرتال ها

 

برای دریافت رایگان PDF مطالعه ی فسیل های « نئاندرتال » بخش 5-5 فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! کلیک کنید...

 


پیوند (لینک) کمکی در صورت خرابی پیوند بالا

 

 

تذکر: سلسله مقالات «فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!» متعلق به وبسایت «وعده صادق» به نشانی www.alvadossadegh.com می باشد. وبگاه « شکوه آفرینش: shokooh-afarinesh.ir » تنها این مطالب را جمع آوری کرده است و نکات مهم آن را برجسته، خط‌کشی و رنگ گذاری کرده و آن ها را در قالب PDF عرضه کرده است. بنابراین خوانندگان محترم هم چنین می توانند برای مطالعه ی این سلسله مقالات به وبگاه «شکوه آفرینش» و یا به بخش «مقالات ویژه» در وبگاه «وعده صادق» مراجعه نمایند.

هم چنین، همان طور که در بند بعد می خوانید طبق بیان نویسنده این مقالات انتشار این مطالب بدون ذکر منبع اصلی (سایت وعده صادق) مورد رضایت نویسنده ی آن ها نمی باشد:

{{با توجه به نابرابری عددی جبهه ی منتقد « فرضیه ی تکامل » با جبهه ی حامیان آن، قطعاً دوستان عزیز و بزرگواری هستند که تمایل دارند تا به نشر این سلسله مقالات کمک نمایند و ان شاء الله ما را در مسیر پیش رو، یاری فرمایند. ضمن تشکر از این عزیزان و بزرگواران، استدعا می نماییم که تمامی مطالب نقل شده از این سلسله مقالات، با ذکر منبع باشد.

 به دلیل بروز مشکلات زیاد ناشی از عدم درج منبع مقالات لینک داده شده یا کپی شده از وبسایت « وعده ی صادق » و ناتوانی بسیاری از افراد کپی کننده ی این مطالب از پاسخگویی به سوالات و شبهات طرف مقابل، وبسایت « وعده ی صادق »، پیگیری این نوع کپی کاری بدون درج منبع را از طریق مجاری قانونی، حق خود می داند.}}

 shokooh-afarinesh.ir

.

.

بخش هایی کوتاه از این مقاله:


طبق ادعای تکامل شناسان، اسکلت « نئاندرتال ها »، حجم بیشتر و بزرگتر، حفره ی بینی بزرگتر، حدقه ی چشم گردتر و ... نسبت به انسان های امروزی داشته اند و از نظر استخوان‌بندی کلی نیز نسبت به انسان های امروزی درشت اندام تر بوده اند!(119)

اما در ویژگی های ظاهری « نئاندرتال ها »، خصوصیات جالبی وجود دارند که چالش های جدی در ادعاهای تکامل شناسان، ایجاد می نمایند! برخی از این خصوصیات به شرح زیر می باشند

...

این مسئله (بزرگ تر بودن جمجمه ی منتسب به نئاندرتال ها نسبت به انسان های امروزی)(121)، بسیار حائز اهمیت است، زیرا موجب بر هم ریختن توالی فسیلی خطی «انسان‌ساها: Hominids  » می شود!:

 

توالی فسیلی جمجمه های « انسان ساها: Hominids  » به ترتیب زمان! همان گونه که ملاحظه می فرمایید، جمجمه ی فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها: Neanderthals » (کادر قرمز رنگ)، حجیم تر از جمجمه ی فسیل های انسان های امروزی (کادر آبی رنگ)، بوده است! این مسئله، موجب به هم خوردن توالی فسیلی خطی جمجمه های منتسب به « انسان ساها: Hominids  »  می شود! خوش بختانه چنین اتفاقی دقیقاً در قسمت آخر توالی فسیلی خطی اتفاق افتاده و ما قطعاً می‌دانیم که انسان های امروزی در عصر حاضر زندگی می کنند!!! و اگر « نئاندرتال » وجود خارجی داشته باشد، قطعاً قبل از عصر کنونی می زیسته است!!! بدین ترتیب، با توجه به بزرگتر و حجیم تر بودن جمجمه های فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » نسبت به انسان های امروزی، قطعاً توالی فسیلی خطی تکامل شناسان به هم خورده و آن ها نخواهند توانست از این حربه برای پیش بردن ادعاهای خودشان استفاده کنند!

 

خوشبختانه چنین اتفاقی دقیقاً در قسمت آخر توالی فسیلی خطی اتفاق افتاده و ما قطعاً می‌دانیم که انسان های امروزی در عصر حاضر زندگی می کنند!!! و اگر « نئاندرتال » وجود خارجی داشته باشد، قطعاً قبل از عصر کنونی باید می زیسته است!!! بدین ترتیب، با توجه به بزرگتر و حجیم‌تر بودن جمجمه های فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » نسبت به انسان های امروزی، قطعاً توالی فسیلی خطی تکامل شناسان به هم خورده و آن ها نخواهند توانست از این حربه برای پیش بردن ادعاهای خودشان استفاده کنند!

 

...

بدین ترتیب، توالی فسیلی خطی « انسان ساها: Hominids  »  به غیر از کتب و مجلات عمومی و بجز به منظور فریب طیف وسیعی از مخاطبان عام، دیگر هیچ کاربردی در مجامع علمی و حتی در بین به اصطلاح دانشمندان تکامل شناس ندارد! چرا که از نظر علمی، در همان وهله ی اول رد می شود! اما متاسفانه کماکان از این گونه توالی های فسیلی خطی به عنوان حربه ای کثیف در مجلات عمومی و رسانه های پر مخاطب عامه پسند استفاده می شود! به جای توالی فسیلی خطی « انسان ساها: Hominids  » ، تکامل شناسان در مجامع علمی از توالی شاخه ای «انسان ساها: Hominids  » استفاده می کنند که در ادامه ی مقاله به آن خواهیم پرداخت.

 

ب) بجز مسئله ی بزرگی جمجمه ی « نئاندرتال ها » و مشکلاتی که این مسئله برای تکامل‌شناسان پدید آورده است، مسایل دیگری نیز وجود دارند که از نظر اسکلتی، باز هم فسیل‌های منتسب به « نئاندرتال ها » را به چالش می کشند:

 

A) همان گونه که قبلاً نیز اشاره کردیم، تنوع و گوناگونی بسیاری در چهره، جمجمه و اسکلت انسان های نژادهای مختلف عصر کنونی ملاحظه می گردد. از تفاوت فاحش در اندازه ی جمجمه(111) گرفته، تا استخوان بندی، رنگ پوست، رنگ مو و .... این مسئله در ورزش و طب ورزشی کاملاً شناخته شده است!(123) برای مثال نژادهای شرق آسیا همچون اهالی کره، ژاپن، چین، تایلند و ... در ورزش های سرعتی بسیار موفق هستند و اهالی قاره ی آفریقا در ورزش‌های استقامتی مانند دو و میدانی، دو ماراتن و ... همواره در صف مدال آوری می باشند و مردم قاره‌ی اروپا و به خصوص شمال این قاره، در ورزش های قدرتی و نیازمند زور بازو و فیزیک بدنی قوی حرفی برای گفتن دارند.(123)

...

اما یکی از موارد جالب توجه که به بحث ما مربوط می شود، یافتن شواهدی از ابتلا به « کمبود ویتامین D » در « نئاندرتال ها » می باشد! در تعدادی از مقالات که سال ها قبل (1970 میلادی) و در مجلات مشهور « Nature » و « The Sciences » به چاپ رسیده بودند، به این نکته اشاره شده بود که در اسکلت « نئاندرتال ها »، شواهد مشکوکی از ابتلا به بیماری «ریکتز (نرمی استخوان): Rickets  » یا « استئومالاسی: Osteomalacia » ملاحظه می‌گردد:(126)

...

با توجه به مطالب ذکر شده ، به نظر می رسد که احتمال وجود بیماری « ریکتز (نرمی استخوان)»(124) و « استئومالاسی »(124) در اسکلت های منتسب به « نئاندرتال ها »، مسئله‌ای است که نیاز به توجه و پیگیری فعال و جدی دارد! اما متاسفانه آن چه که در عرصه‌ی جامعه ی علمی مشاهده می گردد، سکوت و کم توجهی نسبت به چنین احتمالی است! به طوری که مقالات علمی تأیید کننده یا حتی رد کننده ی چندانی نسبت به مقالات فوق، از آن تاریخ (سال 1970 میلادی) تاکنون، در مجلات معتبر علمی منتشر نشده اند!(127) در واقع، به نظر می رسد که به منظور مسکوت ماندن هر چه بیشتر این قضیه، حتی مقالات مخالف مقالات فوق نیز انتشار نیافته اند تا به مرور زمان، چنین احتمالی، به فراموشی سپرده شود! این مسئله نیز نشان دهنده ی بخشی دیگر از سانسورها و پنهان کاری های مافیای علمی طرفدار فرضیه ی تکامل می باشد.

.

.

علاوه بر توصیه های پزشکی که در بالا، به آن ها اشاره گردید، موارد دیگری مانند عادات نگهداری از کودکان در جوامع مختلف، آیین و رسومات محلی و ... می تواند موجب ایجاد ناهنجاری های واضح در جمجمه گردد. برای مثال، موارد متعددی از تغییر شکل های شدید جمجمه ای بین سرخ پوستان آمریکای مرکزی و جنوبی و در بین اقوام « مایا: Maya »،  «اینکا: Inca »،  «نازکا:  Nazca » «آلان ها: Alans  (ساکنان ایرانی الاصل منطقه ی اوستیا در گرجستان)(132) » و ... گزارش شده است که به دلایل اعتقادی و احتمالاً در نتیجه ی آداب و رسوم محلی آن ها بوده است:(133)

تصویر بالا راست، روش های مختلف « مایا » ها برای تغییر شکل جمجمه ی فرزندانشان را نشان می دهد! تصویر بالا چپ، یک زن سرخپوست اهل قبیله ی «چینوک (شینوک): Chinook  » را در منطقه ی آمریکای شمالی و در حالی که فرزند شیرخوار خود را در وسیله ی تغییر شکل دهنده ی جمجمه به دست گرفته است، نشان می دهد! در همین تصویر، ملاحظه می فرمایید که مادر این کودک نیز تغییر فرم جمجمه داشته است!

 

اما مسئله هنگامی جالب تر می شود که بدانیم حداقل در چند جمجمه ی « نئاندرتال »‌ها نیز وجود این تغییر شکل جمجمه ای عمدی ناشی از آداب و رسوم به چشم می خورد و حتی در مقالات علمی نیز به آن اشاره شده است:(134)

 

کشف وجود تغییرات واضح عمدی در جمجمه ی « نئاندرتال » ها(134)، این مسئله را متذکر می گردد که احتمال دارد برخی تفاوت های جمجمه ای موجود در « نئاندرتال » های مختلف نسبت به انسان های موسوم به انسان خردمند مدرن (یعنی خود ما!)، ناشی از دستکاری های عمدی جمجمه ای در سنین ابتدایی زندگی یعنی نوزادی و شیرخوارگی و به دلایل مذهبی یا آداب و رسوم محلی باشد. البته این مسئله در جمجمه های موسوم به « Shanidar 1 » وShanidar 5 »  » به قدری واضح بوده است که امروزه نیز خود دانشمندان به آن معترفند!(134) اما ممکن است در سایر فسیل ها و جمجمه های منتسب به « نئاندرتال ها » نیز اشکال خفیف تری از این تغییرات جمجمه ای عمدی یا سهوی وجود داشته باشد.

...

البته با در نظر گرفتن احتمال بالای ابتلای « نئاندرتال ها » و به خصوص « کودکان نئاندرتال» به بیماری « نرمی استخوان (ریکتز): Rickets  » که در بخش های قبلی به آن اشاره شد(126)، احتمال این مسئله بالاتر نیز می رود!!! چرا که با توجه به نرمی استخوان ها در «نئاندرتال ها »، حتی به وسایل عجیب و غریبی که در تصاویر بالا ملاحظه نمودید نیز نیازی نبوده است! بلکه حتی در اثر وجود « کلاه »، « تاج » و سایر وسایلی که به دلیل آداب و رسوم « نئاندرتال ها »، بر سر کودکان یا حتی افراد بزرگسالشان قرار می گرفته است، ممکن بوده که تغییرات خفیف یا شدید جمجمه ای ایجاد شده باشد.

 

D) وجود شواهد مهمی از دستکاری های عمدی در جمجمه ی فسیل های منتسب به  نئاندرتال‌های موسوم به « Shanidar 1 » و « Shanidar 5 » که در همین مقاله به آن اشاره گردید(134)، نشان می دهد که آن چه که تکامل شناسان به عنوان « نئاندرتال ها » از آن نام می برند، از درجات مناسبی از هوشمندی برخوردار بوده اند! به نحوی که وسایل و ادواتی جهت تغییر شکل جمجمه های خودشان ساخته و به کار می بردند! در واقع دست کم، هوشمندی «نئاندرتال ها » به نحوی بوده است که همچون « مایاها »، « اینکاها » و ... که تمدن های بسیار هوشمندانه و پیشرفته ای در عصر باستان داشتند(135)، از توانایی مناسبی در خلق و بهره‌برداری از ادوات تغییر دهنده ی جمجمه بهره می برده اند!

 

این مسئله بیش از پیش نشان می دهد که « نئاندرتال ها » نه یک موجود جدا از « گونه » ی غیر از انسان، بلکه به احتمال قریب به یقین، متعلق به یک « نژاد » خاص از انسان ها بوده اند! البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که بسیاری از مواردی که تکامل شناسان به عنوان اسکلت و جمجمه ی « نئاندرتال ها » معرفی می نمایند، نه لزوماً حتی یک نژاد خاص، بلکه بخشی از تنوع و گوناگونی اسکلتی موجود در انسان های امروزی داخل یک روستا، شهر یا حتی کشور باشد!!!

بدین ترتیب به نظر می رسد که این مسئله نیز همانند سدی در برابر ادعاهای تکامل شناسان می باشد.

 

 

E) به موازات پیشرفت علم و کشف انواع و اقسام بیماری های اسکلتی از یک سو، و مطالعه ی مجدد فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » از سوی دیگر، شواهدی از وجود سایر بیماری‌های اسکلتی در فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » به وجود آمده است.(136) در برخی از موارد، این بیماری ها بعد از 100 سال از کشف فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها » و مطالعه‌ی مجدد آن ها، آشکار شده است!(136)

 

برای مثال، « دیسپلازی فیبرو:  Fibrous Dysplasia »(137) یک ناهنجاری استخوانی است که ...

.

.

 

F) یکی از موارد بحث بر انگیز پیرامون فسیل های منتسب به « نئاندرتال ها »، کشف چند فسیل در طی دهه های اخیر است که ویژگی های « دورگه: Hybrid » بین « نئاندرتال ها » و « انسان های مدرن » را نشان داده اند!

یکی از مهمترین فسیل ها در این زمینه، فسیل منتسب به کودک 4 ساله ی « نئاندرتال » موسوم به « the Abrigo do Lagar Velho 1  » (مشهور به کودک لاپدو: Lapedo Child) است که در سال 1999 میلادی در منطقه ای به همین نام در کشور پرتغال، کشف گردیده است:..

.

.

برای مشاهده تمامی مطالب این مقاله ، فایل PDF قرار داده شده در بالا را دریافت نمایید

 

 

 

 

برای دیدن قسمت های دیگر این سلسله مقالات اینجا را کلیک کنید

 

 

 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی